سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
117
زبور آل داود ( فارسى )
بناء عليه ، در اين ايام سعادت فرجام ، ندوهاى از بحر همت دريا مثال مراحم خسروانى و قطرهاى از يم مرحمت عمان مثال مكارم سلطانى شامل حال و كافل احوال عموم رعايا و سكنهء خطهء ايران گرديده از ابتداى ئيلانئيل تركى كه نوروز اول جلوس ميمنت مأنوس است تا مدت سه سال متوالى ، كل مال و جهات و متوجهات و صادريات و عوارضات ايشان را نقدا جنسا به طريق انعام و اكرام بخشيديم . رعايا و سكنهء بلده و ثغور و قراى ايران از حال تحرير تا مدّت سه سال ، در كمال آرام و اطمينان بوده شدايد گذشته را نعم البدل دانسته ليلا و نهارا مرفه الحال و منشرح البال ، با اهل و عيال ، به لوازم شكر ذو الجلال و عبوديت قادر متعال و دعاى دوام دولت بىزوال اشتغال دارند . اگر بدون غلط شرعى ، آزردگى ضعيفترين خلقى از حكام ذوى الاقتدار به سمع نزديكان سدهء سنيهء و الا رسد مؤاخذهء عظيم خواهد شد كه موجب رضاى حق و عبرت ظلمه و تسلى عجزه گردد . حكام و عمال و مباشرين امور ديوانى ممالك ايران مضمون رقم اين عطيه را گوشزد خواص و عوام نموده از فرموده تخلف نورزند و در عهده شناسند . و به ميرزا رضى مستوفى خاصه و امير محراب خان ناظر سركار سلطنت مدار امر شد كه افراد جميع نقود و خزانه و وزن طلاآلات و نقرهآلات بيوتات شاهى را مشخص و معلوم كرده از نظر اقدس گذراند و به زبان الهام بيان به امير علم خان وكيل الدولة العلية العالية فرمودند كه مطمح نظر خجسته اثر چنان است كه جميع نقود و اسباب طلا و نقره كه الحال مصرفى در كارخانجات پادشاه ندارد و رفاه رعيت و سپاه اوجب و اسلم از بودن آنهاست ، در مدت سه سال مواجب و سيورسات سپاه از خزانه داده شود تا آن كه بعناية اللّه ، بر حسب خواهش هواخواهان اين دولت ، احوال رعيت و مملكت انتظام يابد . [ جواهرات و نقرهآلات و طلاآلات از خزانهء بخشندهء قادر كريم عطا خواهد شد . چنانچه اجداد عظام اين بندهء شاه ولايت مجتمع نموده تا الى الآن از آن ذخاير در اصفهان و اكثر قلاع ايران ، بعد از به مصرف رسانيدن سرداران مفسد ، قليل و كثير موجود است . او جلّ شأنه لطيف است . ] « 1 »
--> ( 1 ) . اين فرمان در مجمع التواريخ هم آمده منتها با اختلاف فراوان در كلمات و جملات . قسمت بين دو قلاب تنها در مجمع التواريخ نقل شده و ما براى تكميل مطلب ، عينا از مجمع التواريخ برداشتيم .